أبو علي سينا

51

رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )

باشد و در بدن ، حالّ نبود و اين نفس متجزّى نبود . چنان كه در « كتاب النّفس » بيان كرده باشند . و اين نفس را چنان كه گفتيم ، دو قوّت باشد ، يكى فاعله در امور بدنى ، و يكى منفعله از مفارقات كه از آن فيض ستاند « 1 » و ملايم أو آن فيض ، ستدن باشد از مفارقات ، به تصوّر معقولات . و ناچار نفس را با بدن « 2 » ، صحبتى « 3 » مىبود آن قوّت عاملهء أو ، تدبير بدن مىكند . و موافق نفس ، آن معقولات باشد كه گفتيم . و بدن و امور بدنى أو را چون دامى و حلقهء باشد . و اين نفس را به مرغ تشبيه كرد و پريدن را تشبيه كرد به طلب كردن و اكتساب كردن معقولات ، و حاصل آمدن . آن مطالب را خواجه تشبيه كرد به صيد كردن مرغ مر صيدى ديگر را . و آنكه گفت : نمىتوانستند آن را پريدن از اثر دام بىرنج . و ايشان را اثرى بود كه از پريدن باز مىداشت و به كمال پريدن نمىرسيدند حال نفس است كه تا در بدن همىبود « 4 » ، بكلّى « 5 » محجوب بود از تصوّر معقولات و نه به غايت آن تواند رسيدن تا تعلّق أو به بدن باشد و نفس ، چون به يك قوّت تدبير امور بدنى كند أو را با بدن ، علايق و الفت « 6 » و غير آن پيدا شود . و بود چون قوّت شهوانى و غضبى برو مستولى شود مدار « 7 » انقياد اين قوّت عامله ، مرين قوّت شهوانى و غضبى را اوّل پيدا شود . و مادام تا پيش ماندن مىبود اين قوّت عاملهء نفسى با اين قوّت شهوانى و غضبى درمانده بود ، [ چنان كه مرغى در دام افتاده باشد . يا قفص و حلقهء دام درمانده بود . « 8 » ] و ابتدأ كه نفس با بدن صحبتى « 9 » كند ، به غايت ساده باشد ، و آنكه أحوال و احكام بر موجب تزايد و ترادف استعداد متواتر مىشود . و اگر اين

--> ( 1 ) - أصل استاند . ( 2 ) - أصل با نفس ما بدن . ( 3 ) - صحّت ( 4 ) - مىبود . ( 5 ) - أصل كلّى ( 6 ) - أصل الفتى ( 7 ) - أصل هيهات بد از . ( 8 ) - عبارت داخل [ ] در نسخه سپهسالار نيامده است . ( 9 ) - صحبت .